MOCHUN
مطالبی درباره طالقان
تا سرزمین را از داغ آتش نجات دهد خوب سال نو هم اومد و ما تو آموزشگاه پلیس بودیم و اونجا سال جدیدو شروع کردیم .انشا الله برای طالقونی ها به ویژه موچانی ها (مطلبی و سلطانی و...)سال پر خیرو برکتی باشه. من سال نو رو با تمتم دوستان به ویژه کسانی که تو کار وبلاگ نویسی در باره طالقان و طبیعت شهرستان هستند تبریک میگم. به دوست خوبم آقای مصطفی رزاقی آقای سید امیر طالقانی و جناب سروان بخشی تبریک میگم انشالله سال خوبی رو داشته باشید. منتظر باشید تا چند روز دیگه آپدیت میشه اینجه دانوشنامویه آزاد ویكیپدیایه. این دانوشنامٌه با اوستوفاده از یك عوده مردمی سواد بو وجود بیامیه و این بی این معنیه كه هركی میتتانه این دانوشنامه ای میان شریك گرده و خودوشی معلوماته هادی مردمه. شما دی میتتانین با زورنگیتان در بوزورگ كوردونه دانوشنامه ویكیپدیا كوموك كونین اگر یه بوجه فوك كونین هالیتان میبو كه شما دی اوطولاعاتی داری؛ اوطلاعاتی در زیمینه یه خودوتانی موحل؛ كاری كه میدانین و یا اینجو چیزانی اوسا كه میتانن این دانوشنامه ره كوموك كونون. این سایتی میان كوموك وو همكاری به احتیاج نیه كه فرم پر كنین. شما راحت میتانین كیلید "ویرایش" ه هر موقالهی جور فوشار هادین تا بتانین مطلبشه زیاد كنین. اگه شما طالوقانی گپ میزنین میتانین هموچان كه میگوین دی بینویسین و موقالاته بزرگ كنین. این صفحه كه مینین اینی خاطوره كه طالوقانی موقانه همدیگری لپ هارنگنیم. اگه میخواین این موقاله زوبان طالوقانی ره این صفحهای میان نومایش هادین موقالهای ته این كده بینویسین [[رده:طالقانی]]. اگه موقالتانی موضو یه چی داری اوسا باشه میتانین اونه [[رده:طالقانی-درخت]] ی اوسا بینویسین ایسه دیمباره اونه این صفحهای دیم بودوجین. این دانوشنامه ای میان اینقدر چیزان دره كه حدو حوساب نوداره (آدومی سر حول ویمیگیره) یه بوجه كه بوگذره اونانی همرا آشونا میگردین اگه سوال دارین میتانین گفتگویی بخشی میان بوپورسین و شمایی رفیقان توره جواب هامیدین. این رده شامل هیچ صفحه یا پروندهای نمیشود. تاریخ ۱۵/۵/۱۳۸۹ جاده
I am writing for years من براي سال ها مينويسم ...... آدمک آخر دنياست بخنــــد آدمک مرگ همين جاست بخنــد دست خطــي که تو را عـاشق کرد شوخي کاغــذي ماست بخنــد آدمک خر نشــوي گريه کني ! کل دنيا ســراب است بخنــد آن خدايي که بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخنـد... معلم پای تخته داد می زد 


رده:طالقانی



....... Years later, the eyes are in love
...... Alas the story of my grandmother was right
...... One was not always one
سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند.......
افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود......
هميشه يكي بود يكي نبود......



صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی آخر كلاسی ها
لواشك بین خود تقسیم می كردند
وان یكی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنكه بی خود های و هو می كرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای كز ظلمتی تاریك
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یك با یك برابر هست
از میان جمع شاگردان یكی برخاست
همیشه یك نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسید
گر یك فرد انسان واحد یك بود آیا باز
یك با یك برابر بود
سكوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت
اگر یك فرد انسان واحد یك بود
آن كه زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانكه قلبی پاك و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یك فرد انسان واحد یك بود
آن كه صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده كه می نالید
پایین بود
اگریك فرد انسان واحد یك بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یك اگر با یك برابر بود
نان و مال مفت خواران
از كجا آماده می گردید
یا چه كس دیوار چین ها را بنا می كرد ؟
یك اگر با یك برابر بود
پس كه پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
یا كه زیر ضربت شلاق له می گشت ؟
یك اگر با یك برابر بود
پس چه كس آزادگان را در قفس می كرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
یك با یك برابر نیست


-22.jpg)
